چهارشنبه 24 شهریور 1389 - نمايش : 1826 نسخه چاپی

  سبز ناي عاطفه...

از روي دست « سهراب سپهري »


[با سبد رفتم به ميدان، صبحگاهي بود
ميوه ها آواز مي خواندند]:

« هاي اي آقاي خوش تيپ جوان،‌ آهسته تر ، برگرد!
هان بيا بنشين تو اينجا پيش ما چمباتمه گانه
- بي چك و چانه -
بعد، راحت حجم ما را پيش بيني كن
لمس كن ما را يكايك با نگاه خواهري!«1» - در دست
بعد هم بفشارمان با شست
از ميان ما سوا كن راحت و آرام و، بي تعجيل
تك به تك بگذار در زنبيل »
***
من جلو رفتم
و كمي احوالپرسي كردم از ايشان:
هان سلام اي سيب!
اي شريف آبادي هيكل درشت
و شما اي كيوي و زردآلو و گيلاس
و تو، آنك اي خيار ترد و گل بر سر
قامتت باريك باد و قيمتت ارزان!
... آه بادمجان، تو را با خود نخواهم برد
و تو را هرگز نخواهم خورد
چون ندارم هيكل و طعم تو را من دوست...
- هان مرا با خود ببر...
- هرگز!
- با تو مي آيم به هرجا مي روي...
- خاموش!
غير بادمجان تمام ميوه هاي نازنين در صف
تا بگيرم بنده با دست مبارك از همه كنكور
هركه باشد در فنون « ميوه گي »! از هر جهت تكميل
مي شود بعد از ثبوت اولويت، وارد زنبيل!
***
- در همه!
[بي ربط و بي جا
مرد ميدان دار مي گويد...
بنده كار خويشتن را مي كنم، اي ميوه هاي خوب ]
- در همه مرد حسابي، حضرت عالي مگه گوش ات كره يا
حرف حاجيتو نمي فهمي؟
كي اجازه داده كه شوما ميوه ها را جدا كني، هان؟«2»
- ميوه ها گفتند،
ميوه هاي خوب
ميوه هاي تازه مرغوب
ميوه هايي كز خيابان بنده را ديدند...
- ميوه ها بر هرچه... خنديدند
- هان چه گفتي، هان؟
هيچ مي داني كه ميوه چيست؟
ميوه يعني روح يك احساس در يك صبح باراني
و چراغ روشن يك آه
و سرود مبهم يك چاي با ليموي عماني
ميوه يعني من
ميوه يعني تو
ميوه، يعني نقطه اي در واژه « سوراخ »!
ميوه يعني...
لامروت ! آخ... !
***
من به خانه باز گشتم، و عيالم گفت:
« ميوه از ميدان خريدي هيچ؟ »
بنده گفتم: « نيچ! »«3»
و كنار آينه رفتم
و در آن ديدم كه بادمجان پاي چشم اين چاكر
با هزار اطوار و صد ها ناز و دهها قر
مي زند لبخند و مي گويد:
« من كه گفتم خواهم آمد حضرت شاعر‌ »!

***
پاورقي:
«1»- اصطلاحي است كه ميوه ها براي پيشگيري از تصورات! منكراتي به كار مي برند.
«2»- مختصر به هم خوردگي وزن در اينجا ناشي از ناآشنايي ميدان دار ناشي با قواعد شعري مي باشد!
«3»- معمولا شاعراني كه چهار دندان جلوشان بر اثر اصابت به كسي(مثلا يك نفر ميوه فروش!) جابجا شده باشد، «نوچ» را اين طور تلفظ مي كنند!
***

نظرات کاربران
 بهرام سالکی
سلام انصافا بی نظیر است . زنگ تفریح من این شده است که اشعار نو طنز حضرتعالی را بخوانم و از ترکیبات و تعبیراتش لذت ببرم . برای یک شعر طنز این همه صحنه آرایی و نکته پردازی ، جای احسنت و عجب دارد . با بهترین اشعار نو فارسی ، شانه به شانه می ساید . عمر پر بارتان دراز باد .
ارسال نظر
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما :