دوشنبه 22 شهریور 1389 - نمايش : 2200 نسخه چاپی

  سبیل نامه ی "نادر ختایی"

سیبیل داره یه عالمه / هر چی بگم بازم کمه
از سیبیلش خون می چکه / خون فراوون می چکه
سیبیل داره دوتا دوتا / از ش بخوا جدا جدا
از این سبیل تا اون سبیل / پل می زنیم با هفتا فیل
از این ورش تا اون ورش / تاکسی بگیر برو سرش
نه یک جهش نه صد جهش/ ماشین بگیر برو تهش
از این کنار تا اون کنار / باید بری تو با قطار
رو سیبیلت تاب می خوریم/ از آب خوریش آب می خوریم
وقتی غذا فراهمه / باید بگم همه کمه
سبیل داره یه عالمه / می ره تا ته قابلمه
سبیل داره طبق طبق / سگا بدورش وق وق
سبیل داره دو کله قند / کمون کمون و گیس بلند
سبیل داره الو الو / بفرمایین شما جلو
سبیل داره عروس برون/ کنار حوض یه تشت خون
تو باغ قدم مدم نزن / درختا رو بهم نزن
خودش کنار رز میره / سیبیل کنار حوض میره
سبیل نگو بلا بگو / خوشگل خوشگلا بگو
سیا سیا سیا سیا / سیا ولی طلا بگو
ماهم که اینجا جا داریم / اینجا برو بیا داریم
اگه سیبیل مال شماس / پس این چیه که ما داریم
میگن یه بار اب می خوره /تو بچگیش تاب می خوره
یه لاخی از سبیلشون / به چشم مهتاب می خوره
می خوام یه کم زور بزنم / قافیه تنبور بزنم
قوم عجوج مجوج بیان / بگین که با عروج بیان
سبیلاتو جور می کنی /تنم رو مور مور می کنی
نوکاشو نو تیز می کنی / دلم رو ریز ریز می کنی
حالت دودی بش نده / فر عمودی بش نده
فر تعادلی ببین / باخما منه! قلی ببین
قربون شعر و طنز تو / تحفه های نطنز تو
فدای نزل و بزلاتم / کشته هجو و هزلاتم
می ریزه از لبات غزل / واست می شم حسن کچل
بزن یه بار سبیلاتو / تا من ببینم لباتو
فدای اون لبات بشم / ول کن می خوام فدات بشم
همه بگین فداش فداش / رستمم این سیبیل نداش
از سیبیلاش خون می چکه / خون فراوون می چکه
سبیل داره یه عالمه / هرچی بگم بازم کمه

ختایی این شعر را پنجم خرداد۱۳۸۱در منقبت سبیل "ابوالفضل" سروده است!

 

نظرات کاربران
 محمد جاويد
و اين هم پاچه خواري ما: چه بي باك وچه طنازي زرويي..... كمي تا قسمتي نازي زرويي هميشه تيز بين ونكته سنجي.... دراين وادي چه پرگازي زرويي تو آش خنده را چون چرب كردي... لذا با اخم خيلي حرب كردي و دل ها را زغم تفريق و منها... سرور اما به شادي ضرب كردي تو شيريني ات از قندان گرفتي.... صفا از حلقه ي رندان گرفتي ملاحت را ربودي از نمكدان... سبيل از رستم دستان گرفتي (ختايي ) از سبيلت گفت و « جاويد»... به درگاه خدا اين گونه ناليد كه تا گردد سبيلت تا بنا گوش.... نيافتد در سبيلت لشكر بيد • منظور شعر نادر ختايي در منقبت سبيل زرويي است
ارسال نظر
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما :