شنبه 25 تیر 1390 - نمايش : 4856 نسخه چاپی

  نهنگ عزیز ! چرا خودت را به خشکی انداخته ای ؟!
یادداشت محمد حسین جعفریان برای ابوالفضل زرویی نصرآباد

» ابوالفضل زرویی نصر آباد » یک آدم حسابی است . یک شاعر و طنزپرداز حرفه ای از نسل گل آقا ؛ از آنها که بودنشان در هر سرزمینی نعمت است . مدت هاست او را ندیده ام ، شعرهای آبدار ودلچسب و نثرهای شگفتش را هم . خودش ، خودش را تبعید کرده است به روستایی در اطراف تهران و در انزوایی مطلق روزگار می گذراند ، یک خودکشی غیر رسمی !

بعید می دانم با این گوشه گیری مطلق تا ماه ها و سال ها بعد هم این مطلب را ببیند . شاید با حالی که دارد از آن عصبی هم بشود . اما آنها که قلم شکسته مرا می شناسند –  از جمله او –  می دانند که چه خستی دارم در گنده گویی از آدم ها ، به ویژه هنرمند جماعت . با این حال نمی توانم پنهان کنم که غمگینم ، از اینکه زرویی نصرآباد زنده اما در گوشه ای سرگرم ستیز با خود و جهان است ، غصه می خورم . از اینکه کسی برای او غصه نمی خورد و اگر می خورد ، کاری نمی کند ، غصه می خورم . به خدا قسم خانه نشینی امثال ابوالفضل از خانه نشینی خیلی ها دردناک تر و آسیبش برای این آب و خاک سهمگین تر است ، چرا کسی این را نمی فهمد ؟ چرا کسی کاری نمی کند ؟

[ « عزت الله ضرغامی » رئیس صدا و سیما ... ] یا [ « سید محمد حسینی » وزیر ارشاد ] یا [ « سید مهدی خاموشی » رئیس سازمان تبلیغات اسلامی ] یا [ « محسن مؤمن شریفی » رئیس حوزه هنری ] یا حتی [ « محمود احمدی نژاد » رئیس جمهور ] یا حتی [ مدیر فلان فرهنگسرای جمهوری اسلامی ایران ] ، امروز برای عیادت و دلجویی از « ابوالفضل زرویی نصرآباد » شاعر و طنز پرداز مشهور کشور به خانه او در روستای « احمد آباد مستوفی » در حومه تهران رفت !

کاش روزی از خواب برخیزم و این خبر تیتر روزنامه ها و کلام گویندگان اخبار صدا و سیمای کشورم باشد . کاش شبی خواب خواب این را ببینم ! دریغ که فرض این محال هم انگار محال است . همیشه کارهای مهم تری هست و همیشه گرفتاری ها و دشواری های بسیار دیگر و همیشه آنها که هریک به نوعی فکر و قلم و قدمشان قادر به حل گوشه ای از این کج تابی ها ست ، مأیوس و سرخورده در غار تنهایشان خوابیده اند و آنها که خالق این دشواری هایند ، می روند و می آیند و امثال ابوالفضل ها را آدم حساب نمی کنند و هرروز گره بر گره می افزایند . کم نیستند آنها که هریک اعجوبه عرصه خویشند و این گونه خود را از روزگار خویش دریغ کرده اند و دریغا دولتمردان کشورم که خط قرمزشان از اتاق معاون و منشی شان ، فراتر نمی رود .

دریغا انبوهی از دلداده های فرهنگ و هنر انقلاب [ چون هجوم غریبانه نهنگ ها به خشکی ] رفته اند با عزمی راسخ تا به گل بنشنند و بمیرند و چاره اندیشان اما در کارخانه های کنسرو سازی اند و کسی یک سئوال ساده نمی پرسد که نهنگ عزیز ! جای شما در اقیانوس است ، چرا خودت را به خشکی انداخته ای ؟!

                                                                           محمد حسین جعفریان


منبع : هفته نامه همشهری جوان ، شماره 317

 


نظرات کاربران
 حبیب
آها ینی باید تایید ک