شنبه 25 تیر 1390 - نمايش : 3211 نسخه چاپی

  نهنگ عزیز ! چرا خودت را به خشکی انداخته ای ؟!
یادداشت محمد حسین جعفریان برای ابوالفضل زرویی نصرآباد

» ابوالفضل زرویی نصر آباد » یک آدم حسابی است . یک شاعر و طنزپرداز حرفه ای از نسل گل آقا ؛ از آنها که بودنشان در هر سرزمینی نعمت است . مدت هاست او را ندیده ام ، شعرهای آبدار ودلچسب و نثرهای شگفتش را هم . خودش ، خودش را تبعید کرده است به روستایی در اطراف تهران و در انزوایی مطلق روزگار می گذراند ، یک خودکشی غیر رسمی !

بعید می دانم با این گوشه گیری مطلق تا ماه ها و سال ها بعد هم این مطلب را ببیند . شاید با حالی که دارد از آن عصبی هم بشود . اما آنها که قلم شکسته مرا می شناسند –  از جمله او –  می دانند که چه خستی دارم در گنده گویی از آدم ها ، به ویژه هنرمند جماعت . با این حال نمی توانم پنهان کنم که غمگینم ، از اینکه زرویی نصرآباد زنده اما در گوشه ای سرگرم ستیز با خود و جهان است ، غصه می خورم . از اینکه کسی برای او غصه نمی خورد و اگر می خورد ، کاری نمی کند ، غصه می خورم . به خدا قسم خانه نشینی امثال ابوالفضل از خانه نشینی خیلی ها دردناک تر و آسیبش برای این آب و خاک سهمگین تر است ، چرا کسی این را نمی فهمد ؟ چرا کسی کاری نمی کند ؟

[ « عزت الله ضرغامی » رئیس صدا و سیما ... ] یا [ « سید محمد حسینی » وزیر ارشاد ] یا [ « سید مهدی خاموشی » رئیس سازمان تبلیغات اسلامی ] یا [ « محسن مؤمن شریفی » رئیس حوزه هنری ] یا حتی [ « محمود احمدی نژاد » رئیس جمهور ] یا حتی [ مدیر فلان فرهنگسرای جمهوری اسلامی ایران ] ، امروز برای عیادت و دلجویی از « ابوالفضل زرویی نصرآباد » شاعر و طنز پرداز مشهور کشور به خانه او در روستای « احمد آباد مستوفی » در حومه تهران رفت !

کاش روزی از خواب برخیزم و این خبر تیتر روزنامه ها و کلام گویندگان اخبار صدا و سیمای کشورم باشد . کاش شبی خواب خواب این را ببینم ! دریغ که فرض این محال هم انگار محال است . همیشه کارهای مهم تری هست و همیشه گرفتاری ها و دشواری های بسیار دیگر و همیشه آنها که هریک به نوعی فکر و قلم و قدمشان قادر به حل گوشه ای از این کج تابی ها ست ، مأیوس و سرخورده در غار تنهایشان خوابیده اند و آنها که خالق این دشواری هایند ، می روند و می آیند و امثال ابوالفضل ها را آدم حساب نمی کنند و هرروز گره بر گره می افزایند . کم نیستند آنها که هریک اعجوبه عرصه خویشند و این گونه خود را از روزگار خویش دریغ کرده اند و دریغا دولتمردان کشورم که خط قرمزشان از اتاق معاون و منشی شان ، فراتر نمی رود .

دریغا انبوهی از دلداده های فرهنگ و هنر انقلاب [ چون هجوم غریبانه نهنگ ها به خشکی ] رفته اند با عزمی راسخ تا به گل بنشنند و بمیرند و چاره اندیشان اما در کارخانه های کنسرو سازی اند و کسی یک سئوال ساده نمی پرسد که نهنگ عزیز ! جای شما در اقیانوس است ، چرا خودت را به خشکی انداخته ای ؟!

                                                                           محمد حسین جعفریان


منبع : هفته نامه همشهری جوان ، شماره 317

 


نظرات کاربران
 حبیب
آها ینی باید تایید کنین... در حال حال امشب دعا می‌کنیم برای دمِ گرم استاد و اگه کاری ازمون بر بیاد
 حبیب
من نظر دادم نیومد؟
 حبیب
دم محمدحسین جعفریان گرم و دم استاد هم انشاالله درباره گرم شه مث همیشۀ خدا که گرم بوده انصافی... و لعنت بر این زمستان ناحوان‌مرد
 مهمان
تنتون سلامت و دلتون شاد به اندازه همه دلهایی که شاد کرده اید...
 م
کجایی؟ نشونی بده.
 پنتوز فسفات
امان از دل استاد زرويي. چي ميگذره تو دل بزرگش خدا ميدونه...........
 پنتوز فسفات
امان از دل استاد زرويي. چي ميگذره تو دل بزرگش خدا ميدونه...........
 پنتوز فسفات
امان از اين آنتي اكسيدان هاي فرهنگي كه نتنها اهميتي به فاكتورهاي اكسيداسون احياي مفيد جامعه نميدن بلكه با ضربه زدن به اين فاكتور هاي حياتي منجر به آپوپتوزيس فرهنگي جامعه ميشوند. يك ميكروبيولوژيست علاقه مند به استاد زرويي .
 ماه منیر
چیزی که باید مطمئن بود این که خورشید هیچگاه به گل نمیشینه . همیشه باید از دلها انتظار داشت نه فقط تیترها و یا تیترهای روزنامه ها .
 ماه منیر
چیزی که باید مطمئن بود این که خورشید هیچگاه به گل نمیشینه . همیشه باید از دلها انتظار داشت نه فقط تیترها و یا تیترهای روزنامه ها .
ارسال نظر
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما :