یکشنبه 14 فروردین 1390 - نمايش : 4611 نسخه چاپی

   بدهيد يك دور بزنيم!/براى عليرضا قزوه

 گفت: «چيزى بخوان»

 گفتم: «يك سالى مى ‏شود كه چيزى نگفته ‏ام»

 گفت: «چه بهتر!

 به ميمنت اين اتفاق فرخنده

 الحمدلله رب العالمين!»

 

 روزگار بدى شده است

 اين آمريكاى جهان‏خوار،

 هى با پيتزا به ما تهاجم فرهنگى مى ‏كند

 و ما، هى با آن مقابله مى ‏كنيم

 پيتزا دلِ ما را به درد مى ‏آورد

 گيرم از پس اين فتنه برآمديم

 با لازانبيا و بيف استروگانُف چه كنيم؟

 

 بياييد براى همه چيز غصه بخوريم:

 براى خانه‏ هاى شيك

 براى اتومبيل‏ هاى مدل بالا

 براى خوشحالى و كف زدن مردم

 براى لباس‏ هاى آستين كوتاه...

 بياييد آن قدر غصه بخوريم تا بتركيم!

 

 پسر همسايه ما

 به موهايش ژل و كتيرا مى‏ مالد

 و كيف سامسونت دارد

 حتى اودكلن‏ هاى گران قيمت به خودش مى ‏زند

 و هميشه مى ‏خندد

 و با اين كارهايش

 ارزش‏ها را زير سوال مى ‏برد

 اما من هيچى را زير سوال مى ‏برد

 اما من هيچى را زير هيچى نمى ‏برم

 و حتى فوتبال هم تماشا نمى ‏كنم

 به جز من و هفت - هشت نفر ديگر

 همه دنيا كافرند

 الهى همه بميرند، من خلاص شوم

 اگر شما هم با ما هفت - هشت نفر موافقيد

 بگوييد: آمين!

 

 ديشب حساب كردم

 ديدم اگر هواپيماهاى كشور را

 عادلانه تقسيم كنند،

 به هر ايرانى صد و شصت و پنج گرم هواپيما مى‏رسد

 حق‏مان را نداديد هم نداديد

 لااقل

 بدهيد يك دور بزنيم!

 

 شرم و حيا از بين رفته است

 حتى تلويزيون هم پس پريروزها

 يك فيلم كمدى پخش كرد

 چرا گريه را از مردم دريغ مى ‏كنند؟

 كاش بهانه‏اى پيدا مى ‏شد

 تا به دستاويز آن

 يك شكم سير گريه مى ‏كرديم

 آخ كه چقدر گريه خوب است

 محبوب است

 مطلوب است

 و از اين قبيل!

 

 من يك بار گفتم: «سينما»

 و مادرم دهانم را

 با وايتكس شست

 و يك بار پدرم گفت:

 «مواظب مواضع خودت باش.»

 و من از آن روز

 هِى مواظب مواضع خودم هستم

 شما هم اخلاق‏تان را خوب كنيد

 نمى ‏كنيد؟...

 مَيلَش!

 

 امروز،

 دوباره اوركت پوشيدم

 برادرم خنديد

 گفتم: «بروتوس... ببخشيد: برادر... تو هم؟»

 گفت: «آخر مرد حسابى!

 تابستان است

 و اين ره كه تو مى‏ روى به تاجيكستان است!»

 

نظرات کاربران
 عاطفه
بگذار ما را اهل گريه بخوانند. اگر آنها بدانند كه در اين گريه ها چه قدرتي نهفته است، خواب بر آنان حرام خواهد شد. شهيد آويني روزگاري نگران آستين هاي كوتاه بوديم و براي اين نگراني تمسخر مي شديمو تمسخر مي شديم و تمسخر مي شديم. اما حالا نگران آستين هايي هستيم، كه نيستند و حيايي كه از ميان رفته و نمي دانم فردا نگران چه خواهيم بود...
 حبیب
بازم دم استاد گرم...
 تینا ناجی
سلام .خوب شعر گفتن هم هنری است بخدا . دست قلمتون درد نکنه
 ابوطالب
سلام ان شاءالله حالتون خوب باشه. ممنون از شعرها ی زیباتون.
 لیلا
استاد...ارادتمندیم :)
 محسن مردانی
چقدر زیبا بود یادش بخیر مجله گل آقا با تذکرت المقاماتت و شعرهای نوی گل آقایی و قصه هایت که روح تازه ای در کالبدهای قدیمی ادبیات فارسی دمیدی بدان که دوستان زیادی داری که حتی اسمشان را نمیدانی و تو را از نزدیک هم ندیده اند اما.... گرچه دوریم به یاد تو قدح می نوشیم بعد منزل نبود در سفر روحانی
 جي
عالي بود :))‌بسي لذت برديم :)) ممنون بابت نوشته هاتون . . .
 من
عالی بود. یکی باید دخل این سپیدها را با فرم های تکراریشان می آورد.
 گنبدی افسرده
شرم و حيا از بين رفته است حتى تلويزيون هم پس پريروزها يك فيلم كمدى پخش كرد چرا گريه را از مردم دريغ مى ‏كنند؟ كاش بهانه‏اى پيدا مى ‏شد تا به دستاويز آن يك شكم سير گريه مى ‏كرديم آخ كه چقدر گريه خوب است محبوب است مطلوب است و از اين قبيل
ارسال نظر
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما :